کتاب: راز مادرم

کتابمعرفی

راز مادرم، روایتی متفاوت از روزهای است که انسان‌ها راحت‌تر می‌مردند. جنگ، قاتل بی‌همتای محبت، انسان ها را تغییر می‌دهد؛ چه دل‌های بخشنده و مهربانی‌هایی که در جنگ، به تیرگی دود برخواسته از تانک‌ها گراییده‌اند. در این میان، انسان‌های انگشت شماری بوده‌اند که باورها و انسانیت خود را به دیو جنگ نباخته‌اند. کتاب راز مادرم روابت یکی از این افراد است.

کتاب راز مادرم

کتاب چهار راوی دارد؛ هر یک از کودکی خود مختصر می‌گویند و به نقطه تلاقی می‌رسند. راوی اصلی داستان، هلنا است. داستان با روایت‌هایی از کودکی او آغاز می‌شود. از جو دوقطبی حاکم بر خانه می‌گوید و سپس به اصل داستان می‌رسیم. بخش‌هایی که توسط هلنا روایت می‌شوند؛ نقطه اوج داستان‌اند. احساسات هر چهار راوی، به خوبی منتقل شده است. با وجود متن روان و دلنشین کتاب، جملات قصار زیبایی در بین داستان گنجانده شده‌اند.

همیشه فکر می کردم آدم های شجاع آن هایی هستند که نمی ترسند. با دیدن فرانچسکا و دخترش فهمیدم افراد شجاع هم مثل بقیه می ترسند اما آن ها فقط با وجود ترس عمل میکنند.

داستان درباره زنی است به نام فرانچسکا؛ کسی که در اوج جنگ جهانی دوم، در خانه نچندان بزرگش، دو خانواده یهودی و یک سرباز آلمانی فراری را پناه می‌دهد و همزمان فرماندهان ارشد آلمانی را برای شام به خانه خود دعوت می‌کند. شاید در نگاه اول، کمی عجیب به نظر بیاید اما حقیقت این است که در خانه فرانچسکا، به روی هر کسی که نمی‌خواست بجنگد اما به ناچار به معرکه کشتن و کشته شدن پرتاب شده بود؛ باز بود.

او مادری دوست داشتنی است، بهترین مادر دنیاست اما برای نجات جان دیگران، زندگی من را به خطر انداخت.

وقتی که واپسین صفحات کتاب را مطالعه می‌کردم؛ آرزو می‌کردم ای کاش این داستان واقعی بود. اینکه بتوان در طوفان جنگ، خیمه‌ای علم کرد و شکار و شکارچی را گرد هم آورد و به هر دو پناه داد؛ برایم باور کردنی نبود؛ اما حقیقت این است که داستان فرانچسکا هالامایوا حقیقت دارد.

 

زنی که ناجی نیمی از یهودیان زنده مانده لهستانی بود؛ با وجود تنگدستی، هیچ‌گاه از مهمانانش چه فقیر و چه غنی، طلب پاداش نکرد؛ او زیرک و در عین حال مهربان بود و گرمای دل امثال او، چراغ‌هایی هرچند کم‌سو در تاریکی‌ جنگ و ناامیدی اند.

همه ما مانند فرانچسکا درونمان این ظرفیت را داریم که بزرگ باشیم. گاهی اوقات ما بدون آگاهی از این ظرفیت در زندگی‌مان قدم بر می‌داریم؛ چون زندگی برای ما آسان بوده است.

برای مطالعه این کتاب تا این لحظه، روش‌های زیر موجود است :

1. نسخه الکترونیکی : راز مادرم را در کتابراه ‍| طاقچه بخوانید

2. نسخه فیزیکی : از شهر کتاب | خانه کتاب | دیجی کالا بخرید

#آلمان     #جنگ     #جنگ جهانی     #دانلود کتاب     #راز مادرم     #رمان راز مادرم     #فرانچسکا هالامایوا     #هولوکاست     #یهودیت    

نظرات (۳)

نظرات از قدیم به جدید نشون داده میشن! برای دیدن نظرات جدید، به آخر لیست برید!
ایرانی مسلمان
کتابی در تبلیغ افسانه هولوکاست و مظلوم نمایی کودک کشان غاصب
متاسفم
اولا که اون زمان اسرائیلی در کار نبوده و اصلا موضوع کتاب هم هولوکاست نیست. کشتن یهودی‌ها در لهستان و ... به دست ارتش نازی هم یه واقعه غیرقابل رد تاریخی هست و اینکه شما اشتباه بخشی از یهودی‌های فعلی رو به پای پدرانشون می‌نویسید هم جای تامله.
من بیشتر برای طرز فکر نژادپرستان شما متاسفم. لطفا این طرز فکرتون رو به ایران نسبت ندید و همینطور استاندارد دوگانتون نسبت به حمایت از مظلومین رو به اسلام نسبت ندید
امیرحسین علیزاده
سلام ، من وقتی 11 سالم بود ولاگ نویسی را شروع کردم و الان 19 سالمه . با ولاگ علمی و کپی کاری هایی که خودتون بهتر اشاره کردین . امروز وبلاگتون رو دیدم . از درباره ما ی وبلاگتون شروع به خوندن کردم تا انتهای این مطلب . خیلی زیبا و طراحی قشنگی داشت ! یک سوال ؟ برنامه نویس هم بلدید و خودتون قالب بندیش رو درست کردید ؟
پیشرفت شما در زمینه وبلاگ نویسی قابل تقدیره ، متاسفانه بعضی از افراد امثال من درگیر کنکور که میشیم به کل تمام توانایی های بلاگ نویسی رو کنار می ذاریم .
با جمله گور بابای گوگل پروفایلتون خیلی حال کردم .
موفق سربلند باشید . به وبلاگ من هم سر بزنید هرچند که بعد از کنکورم بهتر بهش می رسم .
سلام! هشت سال سابقه دارین پس چه خوب :)
طراحی گرافیکی قالب با من بوده ولی برنامه‌نویسیش نه
بله متاسفانه سیستم اموزشی ما استعداد و علاقه‌ای نبوده که به باد نداده باشه :)
دقیقا گور بابای گوگل! گوگل داره خیلی سعیش رو میکنم ولی هنوز (حداقل تو وب فارسی) موفق نشده تولیدکننده‌های واقعی محتوا رو از کپی‌کارهای سئو بلد حرفه‌ای تشخیص بده. در واقع شما می‌تونید مطلب یه وب دیگه رو بردارید؛ ماهرانه ویرایشش کنید و با چندتا تکنیک ساده سئو از خود اون وب جلو بزنید توی گوگل در حالی که محتوایی تولید نکردین!
شما هم موفق باشین هم توی کنکور هم وبلاگتون. وبلاگ خیلی جالبی دارین. کمتر به این موضوع پرداخته شده :)
امیرحسین علیزاده
خواهش می کنم . ممنون
:))
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.