اقتصاد از جنس مصدق

روزنامه

اگر ورق به ورق تاریخ ۲۰۰ سال گذشته مملکت را شخم بزنیم؛ کمتر کسی را پیدا می کنیم که محبوبیت و مقبولیت مصدق را در میان مردم داشته باشد و بعد از گذشت سال‌ها از مرگش، این محبوبیت روز به روز افزایش یابد. دور از ذهن نیست که دکتر محمد مصدق را پدر آزادی‌خواهی و استثمارستیزی در خاورمیانه بدانیم. امروز ۲۸ مرداد، سالروز اشکی است که از چشم دموکراسی چکید. اشکی که آتش شد بر خرمن باروت بغض ملت ایران. آتشی که توانست ۲۵ قرن پادشاهی -کم و بیش- استبدادی در ایران را پایان دهد.

دکتر محمد مصدق؛ نخست وزیر ایران

دکتر محمد مصدق نخست وزیر ایران در سال‌های 30 تا 32

خدمت‌ها و فعالیت‌های مثبت یا منفی مصدق بی‌شمار است. با وجود دوران نخست وزیری کوتاه (۲ سال) او، اثراتی که او و دولتش بر سرنوشت ایران گذاشتند؛ از حکومت‌های ۲۰۰ ساله بیشتر بود. اما من دست روی نکته‌ای گذاشته‌ام که برای ما نوعی تکرار تاریخ محسوب می‌شود!

  • اقتصاد غیرنفتی مصدق

بیایید به سال ۱۳۲۹ برگردیم. زمانی که قانون ملی شدن تصویب می‌شود. انگلستانی را تصور کنید که نخست‌وزیر آن واینستن(۱) چرچیل است. نام چرچیل کافی است تا کسی جیکش در نیاید. در زمانه‌ای قرار داریم که انگلستان تقریبا هیچ دشمن یا مخالف جدی‌ای ندارد. دایره مستعمره‌های بریتانیا از شرق تا غرب کشیده شده است پس اشاره چرچیل کافی است تا دنیا بر علیه ایران بسیج شود.

بعد از ملی شدن نفت و اخراج مدیر بریتانیایی شرکت نفت آبادان، تحریم‌های نفتی علیه ایران آغاز می‌شود. هیچ کشوری حق خرید نفت از ایران را ندارد. یک کشتی ایتالیایی خریدار نفت در عدن متوقف و نفت آن توسط انگلیس مصادره می‌شود. شرکت‌های آمریکایی اعلام می‌کنند که از خرید نفت ایران معذورند. حالا ایرانی داریم که اقتصاد نفتی ندارد و تا به حال اقتصاد غیر نفتی را هم تجربه نکرده است. اما مصدق مرد روزهای سخت است. قدم اول او، جبران کسری بودجه است؛ به کمک مردم!

اوراق قرضه ملی جهت جبران کسری بودجه

اوراق قرضه‌ملی جهت مقابله با تحریم‌های نفتی و جبران کسری بودجه توسط دولت به مردم فروخته شد

اوراقی به نام قرضه ملی چاپ می‌شوند. جریان این اوراق از این قرار است که مردم بیایند ۱۰۰ ریال به دولت قرض بدهند و یک سال بعد اصل پول را با %۶ سود (جایزه) پس بگیرند. استقبال از قرضه ملی به شدت زیاد است. حتی گفته می‌شود برخی حاضر به نگهداشتن کوپن قرضه خود نمی‌شدند (یعنی پول را به دولت هدیه می‌دادند و پس نمی‌گرفتند).

سیدحسین موسویان در این باره می‌گوید:

چه بچه‌های دبستانی که قلک‌هاشونو شکستن پول خرداشو در آوردن و رفتند قرضه ملی خریدند! و یکی از بچه‌های اون روز خود من هستم.

قدم دوم مصدق احیای کشاورزی است. حالا که مردم دست‌رنج و پس‌انداز یک عمر خود را بدون چشم داشت به دولت بخشیده‌اند؛ خارج کردن این پول از کشور و خالی گذاشتن سفره مردم ایران کار درستی نیست! پس مصدق از طریق بانک‌های ملی و کشاورزی، سرمایه‌گذاری‌های گسترده در کشاورزی را آغاز کرد. نتیجه این سرمایه‌گذاری‌ها این بود که در زمان کمبود بودجه، پول بسیار کمتری جهت واردات موادغذایی از کشور خارج می‌شد و دوم اینکه درآمد قشر بزرگی از مردم ایران که به کشاورزی وابسته بود تامین می‌شد. از طرفی کشورهای دیگر نمی‌توانستند از طریق تحریم مواد غذایی ضروری به کشور فشار وارد کنند.

مصدق درحال صرف ناهار در نخست‌وزیری

مصدق در حال صرف ناهار در مقر نخست وزیری

اما نتیجه این اقتصاد غیر نفتی چه بود؟

  1. برای اولین‌بار ایران توانست به صادرکننده گندم تبدیل شود.
  2. واردات گندم به مقدار ۴۶۷۰ برابر، واردت جو ۱۷ برابر و واردات برنج ۵ برابر کاهش یافت!!

اصلا خودتان جدول‌ها را ببینید و قضاوت کنید:

سال گندم جو برنج پنبه چای
1329 ۲۲۸۷ ۹۲۹ 584 102 3.9
1330 2266 892 359 108 4
1331 2771 1106 541 129 4.1
1332 2800 1065 658 180 4
1333 2559 1867 528 240 5
رشد از 29 تا 33 22.4 14.6 12.6 76.4 2.5

و ما نرخ تورم!

مصدق توانست تورم را تک رقمی نگهدارد. در واقع کاری که امروز در نظر دولت‌مردان شق‌القمر محسوب می‌شود؛ شاید کمترین دستاورد دولت محمد مصدق باشد. 

مصدق در میان مردم

مصدق در میان اقشار مختلف مردم

  • ختم کلام

عامل اصلی موفقیت مصدق، حمایت مردم بود. شاید اگر مردم در آن زمان فداکاری نمی‌کردند؛ مصدق یک‌ماه هم دوام نمی‌آورد. اما قضیه از چه قرار است که پدربزرگ حاضر است جانش را کف دستش بگذارد و تقدیم دولت کند اما نوه همان فرد، دزد هم دست دولت نمی‌دهد!؟

به نظرم جواب سوال دو علت است. یکی اینکه مردم از توانایی‌های نظام اقتصادی کشور مطمئن نیستند. آن‌ها نمی‌دانند که سرمایه‌ای که آن‌ها به این سیستم می‌دهد به درستی استفاده می‌شود یا به چاه پروژه‌های شکست‌خورده بی‌شمار ریخته می‌شود. دوم هم اینکه شفافیتی در کار نیست. من شهروند اگر قرار باشد به دولت کمک کنم؛ باید دقیق، شفاف و بدون معطلی در هر لحظه بتوانم رصد کنم که پول من در کجا، به چه صورت، با چه شرایطی سرمایه‌گذاری شده و نتیجه آن چه بوده است. باید مطمئن شوم که حتی یک ریال از چیزی که می‌بخشم؛ برای غیر از مردم ایران خرج نمی‌شود و یا توسط افراد مختلف سر از کانادا در نمی‌‌آورد. در واقع شاید تنها راه نجات دولت از تحریم‌های نفتی و موفقیت در اقتصاد غیرنفتی، سیستم کاملا شفاف و آزاد اقتصادی باشد.

ببینید: مستند آقای نخست وزیر

 

اصلاحیه ۱: تلفظ درست کلمه winston ، وینستون هست که من به اشتباه واینستن نوشته بودم. (باسپاس از تذکردهنده)

#اقتصاد     #تحریم     #دولت     #مصدق     #نخست وزیر     #نفت     #کودتای 28 مرداد    

نظرات (۱۰)

نظرات از قدیم به جدید نشون داده میشن! برای دیدن نظرات جدید، به آخر لیست برید!
مرسی از مطلب خوبتون. فقط جدولی که گذاشتید تا حدی گنگه. فکر می‌کنم این جدول در واقع افزایش تولید این موارد بر حسب هزار تن باشه.
سلام و درود! بله حق با شما هست باید می‌گفتم که جدول بر چه حسبی هست. معیار محاسبه تن هست. موفق باشین :)
خط به خط را خواندم درباره این نوع اقتصاد و نگاهتان به تاریخ
تشکر می کنم بابت این تولید محتوای ارزشمند
بابت وقت ارزشمندی که برای خواندن مطلب صرف کردید ممنونم!
خوشحالم که از مطلب خوشتون اومده
مشکل دیگه ای هم که هست، به جز بی اعتمادی مردم، فکر میکنم اینه که کسی که میاد دغدغه ی قدرت بیشتر داره تا دغدغه ی رفاه حال مردم.
ما که از نیت افراد آگاه نیستیم به هرحال ولی بله همینطوره. خیلی ها دغدغه قدرت دارن تا اینکه دنبال خدمت باشن
قاسم صفایی نژاد
سلام
دامنه جدید مبارک.
اون طراح قالب جواب داده و مشغول به کاره. ممنون از کمک شما
سلام
این دامنه رو یکسال بیشتره که دارم :)
خیلی هم خوب
پوریا آریایی
واقعا جای تاسف داره که اکثرا از کارایی که ایشون واسه کشورمون انجام دادن بی خبرن ( البته نظام آموزشی ما کلا فاسده و فقط بلده گوسفند تحویل جامعه گرگمون بده )
ممنون از نگارنده این پست.
نه تنها نظام آموزشی که بسیاری از رسانه‌های داخلی هم نهایت سعی خودشون رو برای کم‌رنگ کردن نقش مصدق و پررنگ کردن سایر اقشار (به خصوص روحانیون) کردند.
خواهش می‌کنم. متشکرم که وقت ارزشمندتون رو برای خوندن این پست صرف کردید.
پیمان ‌‌
آره @پوریا آریایی واقعاً جای تاسف داره که اکثر کارهایی که ایشون کردن رو نمی‌دونیم و بی‌خبریم.
مثلاً خبر نداریم مصدق چطور تنگستانی‌ها رو سرکوب کرد و فقط برای این که اگر انگلیسی‌ها وارد کار می‌شدن ممکن بود لقب یه عده از تنگستانی‌ها «شهید» بشه خودش وارد عمل شد و چقدر مردم فارس رو زمانی که حاکمشون بود سرکوب کرد.

آره پوریا جای تاسف داره که ما چیزی نمی‌دونیم! ما فقط یاد گرفتیم با اطلاعات پفکی‌ای که از مطالب زرد تلگرامی یا فوقش چند تا وبلاگ می‌بینیم، با توجه به گرایش سیاسیمون قهرمان بسیازیم. مثلاً اگه سلطنت‌طلبیم مصدق رو خائن و زدوده شده قیام بدونیم و اگر ملی‌گرا مصدق رو قهرمان و قربانی یک کودتا!
و این وسط فقط حقیقته که خاک می‌خوره.
ما اینیم پوریا.
در بحث تنگستان ها چون مطالعه کامل ندارم، اظهار نظر و قضاوت نمیکنم ولی در مورد فارس، نظر شما کاملا مغرضانه هست. شما اومدید اینجا کامنت گذاشت آره چقدر مصدق فلان رو سرکوب کرد، بهمان رو سرکوب کرد. بدون هیچ دلیل و مدرک و سندی هم این حرف ها رو می زنید.
بر اساس مطالعاتی که این بنده نگارنده از کتبی مثل خاطرات رجل سیاسی ایران داشتم ، مصدق نه تنها با کسی در فارس درگیر نشد بلکه محبوبیت زیادی هم بین مردم فارس داشت. با وجود اینکه به خاطر تبلیغات و فعالیت های اشراف زاده های شیراز ذهنیت مردم در اوایل کار مصدق نسبت بهش منفی بود، ولی وقتی مصدق قصد ترک فارس رو داشت ، چقدر خواهش و التماس کردن که نره. در زمانی که شاهزاده های قاجار خون مردم رو توی شیشه کرده بودن ، مصدق مالیات ها رو تخفیف داد و امنیت راه های درون ایالتی رو تضمین کرد. همینطور مصدق شخصا با مردم دیدار میکرد و حقوق و پاداش هم قبول نمیکرد. و مهم تر از همه اینا ، مصدق همون زمان هم به کارگذارهای انگلیسی بها نمی داد و حتی نماینده ای که انگلیس در عمارت حکمرانی داشت رو اخراج کرد. تعجب میکنم که شما غم حقیقت رو میخورید اما به حقیقت وفادار نیستید
پیمان ‌‌
اگه در بحث تنگستان مطالعه کامل نداری پس چرا می‌گی بر اساس مطالعاتی که در مورد «استان فارس» زمان مصدق دارم و فلان؟
الان تنگستان جزء استان بوشهره اما زمان مصدق جز فارس بوده. (برای همین اسم خلیج فارس، فارسه وگرنه الان فارس ارتباط خاصی با خلیج نداره، اما زمانی به هم چسبیده بودن)
پس اگه درباره تنگستان مطالعه نداری چطوری داری دربارهٔ حکومت‌داری مصدق در فارس اظهار «مطالعه» می‌کنی! چون خنده‌دار کسی چنین ادعایی بکنه اما قضیه تنگستان که از مهم‌ترین قضایای مصدق در حاکمیته فارسه رو ندونه.

++(این جا نظرات یک وبلاگ هست، من مقاله نمی‌نویسم که متعهد باشم که منبعی بدم. جایی برای نظر دادن هست نه مقاله نوشتن)

حالا اگر درباره تنگستان مطالعه خوبی نداری، باز هم باید قضیه رئیس‌علی‌درباری و اشغال انگلیسی‌ها رو بدونی که چطور به خاک ایران نفوذ کردن و مردم تنگستان چه جنگی راه انداختن که فقط یه سری بیگانه رو از خاک خودشون دور کنن و چقدر کشته شدن! این قضیه اصلی تنگستانه.

مصدق زمانی که والی فارس بود همکاری کاملی با انگلیسی‌ها در سرکوب مردم تنگستان داشت و همین هم باعث حمایت انگلیسی‌ها از اون در باقی موندن و ترقی در سیستم کرد! باز هم می‌گم این جا قسمت نظرات یک وبلاگه و من مکلف به دادن منبع نیستم چون مقاله نمی‌نویسم اما باز هم نگاهی بندازیم به نطق بسیار بسیار معروف مصدق در مجلس که متاسفانه به دلیل سانسورهای زیاد معروف بودن خودشو از دست داده:
« یک روز ماژور هوور قنسول انگلیس آمد و به من گفت: ما حکم داده‌ایم تنگستانی‌ها را تنبیه بکنند. من حالم به هم خورد. گفت: شما چرا حالتان به هم خورد؟ گفتم: چون این صحبتی که کردید در نفع شماست نه در نفع ماست. گفت: توضیح بدهید. گفتم: شما پلیس جنوب را مأمور تنبیه تنگستان بکنید بر منفوریت آنها افزوده می‌شود. تنگستانی‌ها اگر شرارت می‌کنند من تصدیق می‌کنم اگر بعضی از آنها راهزنی دارند من تصدیق دارم. اگر آنها را پلیس جنوب تنبیه کند آنها جزء شهداء و وطن‌پرست‌ها می‌شوند و من راضی نیستم. ولی اگر من که والی هستم آنها را تنبیه کنم به وظیفه خود عمل کرده‌‌ام و کار صحیحی کرده‌‌ام. گفت: توضیحات شما مرا قانع کرد شما کار خودتان را بکنید من از شما تشکر می‌کنم. بعد از چند روز من تنگستان را امن کردم و ماژور هوور آمد از من تشکر کرد...»

می‌تونی متن بهتری رو در سایت «پایگاه جامع تاریخ معاصر ایران» بخونی با این که اینم هم فقط بخشی از مصدق هست:
http://bcir.pchi.ir/show.php?page=contents&id=9606

اگر لحن این متن رو تند نوشتم عذر می‌خوام. دلیلش نه دست خودم هست نه شخصی و نه این که جنبه نقد شدن رو ندارم. دلیلش تنها این هست که کسی که حتی دربارهٔ مهم‌ترین اتفاق در دوره والی بودن مصدق در فارس اطلاع نداره می‌یاد و می‌گه: «بر اساس مطالعات من نظر شما «کاملاً» مغرضانه هست»

چطور می‌تونی انقدر راحت این حرف رو بزنی و من به رو مغرض بودن متهم کنی؟
و با استناد به داشتن مطالعاتی درباره زمام‌داری مصدق در فارس بگیم «مصدق با کسی در فارس درگیر نشد»!!! «مصدق در همون زمان به انگلیسی‌ها بها نمی‌داد»!!! انقدر راحت؟ بعد من شدم «کاملاً مغرض»؟

پ.ن: این متن خیلی سریع تایپ شده، پیش‌آ‌پیش عذرخواهی بابت هر گونه اشتباه نگارشی و املایی.

1ّّ. شما 7 خط را به سرزنش بنده در رابطه با عدم مطالعه اختصاص دادید. از اینکه من رو لایق قلم فرسای میدونید ممنونم
2. شما که اهل مطالعه هستید ، باید بهتر بدانید که اسم خلیج فارس 1000 سال پیش هم همین بوده و ربطی به تقسیم ایالتی در دوران قاجار یا صفویه نداره.
3. مقاله فوق رو دیدم. کتبی که به عنوان منبع در مقاله استفاده شده بود ، کتاب هایی در نقد نقاط منفی زندگی مصدق هستند و نمی توانند به عنوان منبعی بی طرف مورد قبول قرار گیرند
4. با فرض درست بودن تمام این ماجراها، همه این موارد به قبل از زمانی که مصدق به اروپا برود و دکترا بگیرد اتفاق افتاده بوده. چه بسا که دکتر مصدق پس از این تحول، دچار تغییر رویه شده باشد و خود را اصلاح کرده باشد. قضاوت کردن فرد با در نظر گرفتن مقطع کوچکی از زندگی او و نادیده گرفتن بخش عمده ای از فعالیت های ایشان درست نیست
5. مطلبی که بنده نوشتم ، درباره روش های اقتصادی دکتر محمد مصدق در زمان نخست وزیری ایشان در پهلوی دوم بود ولی نظر شما ، درباره سیاست های اجتماعی مصدق السلطنه در زمان حکمرانی بر فارس در پادشاهی محمدعلی شاه بود. این یکی شیریست اندر بادیه وان یکی شیریست اندر بادیه
6. اینکه اینجا نظرات یک وبلاگ هست ، دلیلی بر حرف بی مدرک زدن نمیشه. هر جا و به هر وسیله ای که بخواهیم فردی رو قضاوت کنیم ، باید با دلیل و مدرک صحبت کنیم. 
7. از اینکه وقت ارزشمندتون رو گذاشتید و پاسخگو بودید متشکرم. ضمنا بابت طولانی شدن مدت پاسخگویی عذرخواهی میکنم. به زمان نیاز داشتم تا مقاله ای که گفته بودید و منابعش رو بررسی کنم

پیمان ‌‌
البته متن نظر زیبا‌تر می‌شد اگه اون همه Enter میان متن از بین نمی‌رفت.
ماجرای حذف اینتر از این قرار هست که یک عده تشریف می آوردن و بین هر کلمه ای که می نوشتن 10 20 تا اینتر میزدن. من هم که مایل به حذف یا دستکاری نظرات نبودم ، به ناچار اینتر رو حذف کردم. از این بابت از شما عذر میخوام
سلام
واقعن جای تاسف داره :(
و غم انگیزتر اینکه عده ای با خوندن مطالب یک سایت یامقاله ای که براشون حکم مرجع داره اظهار نظرهایی میکنند که اشک آدم جاری میشه
جناب پیمان اگر شما که مدعی مطالعه هستید بدینصورت نصفه و نیمه و یا بی دقت باشد که در نظربالا نوشتید :( وای بحال کم مطالعه کننده ها
درهمان مقاله ذکر شده که تنگستانی ها جاده ها رو در اثر (راهـــزنی) ناامن کرده اند
اگر شما اعتقاد داری که کلمۀ شهید را به مشتی راهزن اطلاق کنید ـ مختارید

سلام. از اینکه در بحث شرکت کردین ممنونم. با این حال مقاله فوق ، با توجه به کتب ضعیفی که در آن به عنوان منبع یاد شده اعتبار چندانی ندارد و نویسنده آن فرد معلوم الحالی هست.
پیمان ‌‌
1- قصدم این چنین نبود، اما بعد از خوندن کلمه «مغرضانه» و بعد دیدن «مصدق در فارس با کسی درگیری نداشته» نوشتم تند‌ شد و نه نقادانه.

2- گمون نکنم ربطی به گفته من داشته باشه. من فقط خواستم تاکید کنم که تنگستان جزئی از فارس بوده پس «مصدق در فارس با کسی درگیری نداشته» جمله اشتباهیه.

3- قبول دارم که منبع بی‌طرف نیست. اما در این که تنگستانی‌ها سرکوب شدن و نطق مصدق در مجلس هم در تاریخ مانده شکی نیست. علی دلواری باید چند سال قبل از مصدق مرده باشه یعنی مصدق باید در دوران خاموش شدن جنبش والی اون جا بوده باشه. طبق نطق مصدق در مجلس، مصدق به دستور انگلیسی‌ها اون‌ها رو سرکوب کرده! من که گمان نمی‌کنم مشکل راه‌زنی بود. مشکل مردمانی بودن که از انگلیسی‌ها نفرت داشتن. وگرنه نیازی به دستور انگلیسی‌ها نبود برای یک والی!

4- دقیقاً نکته من همین جاست! به اولین نظر من نگاهی بنداز. بابای من جز ملیون بود و از پیروان مصدق! از تاسفه که باید این حرفو بزنم که خودم از دوست‌داران مصدقم چون تو ایران باید گفت (ببین من طرف‌دارشم ولی دارم نقدش می‌کنم) چون انقدر گروه‌بندی کردیم و انقدر قفسه‌ ساختیم که انگار یا یک انسان ضد یک نفره و همه کارهای طرف بد و یا با اونه و تمام کارهاش خوب! من نه خواستم با اون حرف مصدق رو قضاوت کنم که آدم بدیه و نه «مغرضانه» نوشتم. من تنها مخالف شدید قهرمان‌سازی‌ها و جبهه‌بندی‌ها در ایران هستم همون طور که از نظر اولم معلومه. ما باید حقیقت رو ببینیم و بگذریم نه بر اساس گرایش سیاسیمون برای یک آدم هی «به به چه چه» کنیم. و بی‌شک اولایل زندگی یک انسان با اواخرش یک‌سان نیست.

5- من هیچ نقدی به مطلبت نکردم، من یک نظر در پاسخ به پوریا نوشتم. خودت قضاوت کن که آیا مورد 5 در جایگاه درستی به کار رفته یا نه.

6- نه من مخالف اینم. در نظرات اصلا نمی‌شه نقد کرد حتی! نقد نیازمند یک پست قوی و مستدله. نظر در بهترین شرایط فقط می‌تونه یک تخم فکری در ذهن کسی بکاره تا خودش بره تحقیق کنه.

7- ممنون که خوندیش، بابت لحن تند هم معذرت. و باز هم تاکید می‌کنم که این‌ها؛ چه چیزهای خوب و چه چیزهای بد؛ تنها بخشی از مصدق هست و بی‌شک تمام او نیست.
1. اگر از عبارت مغرضانه استفاده کردم ، حاصل پیش داوری من نسبت به شما بود. الان که بیشتر با هم آشنا شدیم ، فکر میکنم در این رابطه تندروی کرده بودم
2. پس احتمالا من برداشت اشتباهی از حرف شما داشتم
3. همونطور که اشاره کردید ، این ماجرا بعد از رئیس علی دلواری اتفاق افتاده بوده. احتمال این هست که جنبش تنگستان واقعا دچار انحراف شده باشه و مصدق هم برای اینکه انگلیس به بهانه سرکوب اون ها پاش به جنوب ایران باز نشه، خودش دست به کار شده بوده. البته همه این ها احتمال هست و شاید مصدق جوان دچار خطا و اشتباه شده بوده
با موارد 4، 5 و 7 موافقم.
باز هم تشکر میکنم از وقت و انرژی که برای مطلب بنده صرف کردید و همینطور تحملی که نسبت به حرف های تند من داشتید 
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.